تبلیغات
مــــــهـر نـــــژاد - مطالب فروردین 1393
 
مــــــهـر نـــــژاد
*السَّلامُ عَلَی ربیع الأنام و نضرة الأیام*
درباره وبلاگ


*باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولـت یـار آخر شد*

آنگاه که عالم از ستم سیر شود/
دانای جوان ز بی کسی پیر شود
از کعبه برون شود لوای توحید/
آوای نگار من جهانگیر شود

مدیر وبلاگ : سجاد 68:
نویسندگان

sia0YFsJ_450



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 20 فروردین 1393

باز هم به احمدی نژاد که “مذاکره در مستراح قطار” و اجازه ندادن چرخیدن حتی یک سانتریفیوژ در دولت خاتمی را به چرخیدن هزاران سانتریفیوژ و غنی سازی بیست درصد تبدیل کرد که امروز چیزی برای فروش داشته باشیم. امسال اگر بیست درصدی نبود احتمالا باید خیلی از چیزهای دیگر را می فروختیم.
بیست فروردین روزیست که برای خاطر هسته ای شدنمان باید آن را جشن بگیریم. اما امسال دیگر خبری از جشن هسته ای نیست. امسال باید عزتمان را کف دست گرفته و در رفاهی دات آی آر اعتراف کنیم که نیازمندیم. اگر اعتراف نکنیم و برچسب فقیری و نداری را تحمل نکنیم حقمان را به جرم ثروتمند بودن خواهند گرفت. حقوق های میلیونی و پورسانت های چند ده میلیونی را آقازاده ها نوش جان کنند و منت کسری بودجه یارانه ها را ما تحمل کنیم!. عجب از دولت قبلی که یارانه را سر وقت میداد اما ذره ای منتش را بر سر مردم نمی گذاشت. پارسال شاد بودیم از اینهمه غرور ملی و امسال زار می زنیم از اینهمه ذلتی که برای ایرانی رقم خورد. پارسال باید معترض گرانی ها می شدیم چون سانتریفیوژها می چرخید اما امسال باید با گرانی ها و مشکلات سر کنیم چون توافق کردیم. پارسال اگر قیمت ها بالا می رفت آسمان به زمین می آمد، اما امسال اگر قیمت ها بالا برود مهم نیست! آخر توافق کردیم. پارسال نوسان قیمت ها همه کار جریان انحرافی بود و امسال نوسانات بازار، اثر تدبیر است. امسال چیزی را به دشمن باج دادیم که حاصل مقاومت هشت ساله مان بود. تا پارسال غنی سازی بیست درصد نیاز داشتیم و امسال دیگر نیازی به این چیزها نیست. اصلا چه مصرفی دارد این بیست درصد؟ امسال سال سراب است، سراب توافقی که هنوز اجازه برداشت حقمان از حساب دشمن را نداریم.

باز هم به احمدی نژاد که “مذاکره در مستراح قطار” و اجازه ندادن چرخیدن حتی یک سانتریفیوژ در دولت خاتمی را به چرخیدن هزاران سانتریفیوژ و غنی سازی بیست درصد تبدیل کرد که امروز چیزی برای فروش داشته باشیم. امسال اگر بیست درصدی نبود احتمالا باید خیلی از چیزهای دیگر را می فروختیم. الحق که این دستاورد هشت سال مقاومت جانانه مردم ایران در شرایط سخت اقتصادی، مفت از کفمان رفت و جان کری هم حق داشت پس توافق ژنو آنطور عاشقانه اشتون را در آغوش کشیده و از او به خاطر این هدیه بزرگ و دست نیافتنی تشکر کند.

_._._1

72sq.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 16 فروردین 1393

« می‌گویند اگر صد تومان به بنزین اضافه کردید ۵۰ تومان آن را به مردم و ۵۰ تومان را هم به افراد خاص بدهید. ما می‌گوییم اگر صد تومان بنزین را بالا بردیم و ۵۰ تومان به آنها دادیم ۵۰ تومان بقیه را از کجا جبران کنند؟ می‌گویند مردم ۵۰ درصد صرفه‌جویی کنند ، می‌گوییم این نشدنی است . در کدام اقتصاد یک باره ۵۰ درصد صرفه‌جویی شده است؟ ما به آنها پیشنهاد می‌دهیم که اگر صد تومان اضافه شد ۸۰ تومان را به مردم بدهیم آنها بیست درصد را صرفه‌جویی می‌کنند و دیدیم که در مرحله اول صرفه‌جویی کردند. 
شما می‌گویید آن ۵۰ درصد باقیمانده را به چه کسانی بدهیم؟ به عده‌ای خاص ؟ این رانت درست می‌کند . البته من می‌دانم علت چیست . می‌خواهند پول زیادی را در حسابی بگذارند بعد مرتباً سفارش بفرستند که به چه کسانی بدهید . آقای وزیر اگر پول را ندادی صدایت می‌زنیم و پدرت را در می‌آوریم . من می‌فهمم چگونه است . پرونده فردی را زیر بغلشان می‌گذارند پیش مدیر عامل بانک می‌روند که باید ۵۰۰ میلیارد تومان وام بدهی . می‌گویند استحقاقش را ندارد ، بدهکار است ، نمی‌شود . نمی‌شود ؟ پدرت را در می‌آوریم . مدیرعامل بانک را تهدید می‌کنند و به این جلسه و آن جلسه و به این کمیسیون و آن کمیته می‌کشانند و می‌خواهند یک پول بی‌صاحبی را از جیب ملت در بیاوریم و در حسابی بگذاریم ، فردا هر روز تهدید کنند و سفارش بفرستند که ده میلیارد به این بدهید و دو میلیارد به این و هشت میلیارد به این بدهید. پاسخ ما این است که این پول برای ملت است . ما از جیب ملت می‌گیریم که عادلانه توزیع بکنیم! قرار بر این بود که آن شخصی که بیشتر مصرف می‌کند بیشتر بپردازد تا توده‌های مردم که متعادل مصرف می‌کنند از دولت یارانه بگیرند.»


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

×همانگونه که پیش بینی می شد شوک ورود جلیلی اصولگرایان را به لرزه درآورد و اصلاح طلبان را شاد کرد. واقعیت آن بود که هیچ کاندیدایی از افراد مطرح شده به جز جلیلی نمی توانست زمینه دوقطبی شدنی را بوجود آورد که جامعه را بسوی اصلاح طلبان براند.

×فکر می کنم احمدی نژاد و مشایی آنقدر سیاست می فهمیدند که بدانند سیستم اجازه کاندیداتوری و پیروزی مشایی را نمی دهد، هدف آنها این بود که کنار کشیدن مشایی را موضوع یک معامله کنند و خشم نظام را علیه اعمال تیم احمدی نژاد با رد صلاحیت او تخلیه کنند.

×به گمانم سیستم قصد داشت حرکتی حساب شده را در حوزه تعامل بین المللی انجام دهد نه احمدی نژاد می توانست این نقش را بازی کند و نه مصلحت بود کار بدست اصلاح طلبان بیفتد که استحکام لازم را برای این پروژه مهم نداشتند، طبعا روحانی با سوابق خود و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد داشت. حرکت هاشمی شاید درون یک حرکت کلان قابل تاویل است.

×احمدی نژاد درست فهمیده بود (از میان جریان او و جریان آقای هاشمی یکی پیروز انتخابات است و اگر مشایی ردصلاحیت شود قطعا جریان آقای هاشمی پیروز است) روحانی خارج از خط هاشمی ارزیابی نمی شود، فقط احمدی نژاد این نکته را در نظر نگرفته بود که رفتار او اعتماد لازم را نیافریده بود که نظام پروژه عظیم حل مشکل بین المللی را به او بسپارد.

×ولایتی کاتالیزوری بود که با نقد جلیلی در مذاکرات هسته ای تدبیر را در شعار روحانی معنادار کرد و البته بعدا اجر خود را گرفت.

امیر محبیان
××××××××××××××××××××××××××××××××××
ما که هرچی میگیم همه اتفاقات رایگیری ریاست جمهوری یک پروژه بود تو کت آقایون نمی ره...

نگاهی نو به احمدی نژاد

پ:ن تحلیل کاملتر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سال 1393


ما که در این سر صحنه‌ها و عرصه‌های گوناگون این همه موّفقیّت به دست آوردیم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم کنیم و دست به دست هم بدهیم، میتوانیم اقتصاد را شکوفا کنیم. چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.
...برای اینکه این کار بزرگ، اقتصاد مقاومتی، تحقّق پیدا کند، الزامات چیست و چه کارهایی باید انجام بگیرد؟
 اوّلاً مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. تولید ملّی، اساس و حلقه‌ی اساسی پیشرفت اقتصاد است. مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. چه‌جوری؟ یک جا که قانون لازم دارد، حمایت قانونی کنند؛ یک جا که حمایت قضائی لازم است، انجام بگیرد؛ یک جا که حمایت اجرایی لازم است، باید تشویق کنند و کارهایی بکنند؛ باید این کارها انجام بگیرد. تولید ملّی باید رونق پیدا کند.

دوّم، صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، آنها هم بایستی به تولید ملّی اهمّیّت بدهند؛ به چه معنا؟ به این معنا که بهره‌وری را افزایش بدهند. بهره‌وری، یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود؛ کارگر که کار میکند، کار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، این معنای بهره‌وری است؛ از قول پیغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن کسی است که کاری را که انجام میدهد، محکم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن کسی که سرمایه‌گذاری میکند، سعی کند حدّاکثر استفاده از آن سرمایه انجام بگیرد؛ یعنی هزینه‌های تولید را کاهش بدهند؛ بعضی از بی‌تدبیری‌ها، بی‌سیاستی‌ها موجب میشود هزینه‌ی تولید برود بالا، بهره‌‌وری سرمایه و کار کم بشود.
سوّم، صاحبان سرمایه در کشور، فعّالیّت تولیدی را ترجیح بدهند بر فعّالیّتهای دیگر. ما دیدیم کسانی را که سرمایه‌ای داشتند ــ کم یا زیاد ــ و میتوانستند این را در یک راه‌هایی به کار بیندازند و درآمدهای زیادی کسب کنند، نکردند؛ رفتند سراغ تولید؛ گفتند میخواهیم تولید کشور تقویت بشود؛ این حسنه است، این صدقه است، این جزو بهترین کارها است؛ کسانی که دارای سرمایه هستند ــ چه سرمایه‌های کم، چه سرمایه‌های افزون ــ آن را بیشتر در خدمت تولید کشور بگذارند.
بعدی، مردم در همه‌ی سطوح، تولید ملّی را ترویج کنند. یعنی چه؟ یعنی همین مطلبی که من دو سه سال قبل از این، در همین جا با اصرار فراوان گفتم، یک عدّه‌ای هم از مردم خوشبختانه عمل کردند، امّا همه باید عمل کنند و آن عبارت است از «مصرف تولیدات داخلی». عزیزان من! شما وقتی که یک جنس داخلی را خرید میکنید به‌جای جنس تولید خارجی، هم به همین اندازه کار و اشتغال ایجاد کرده‌اید، هم کارگر ایرانی را وادار کرده‌اید به اینکه ابتکار خودش را بیاورد میدان؛ جنس داخلی که مصرف شد، آن کننده‌ی کار، ابتکاراتی دارد، این ابتکارات را روز‌به‌روز افزایش خواهد داد؛ شما وقتی که جنس داخلی مصرف میکنید، ثروت ملّی را افزایش داده‌اید. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجیح مصرف خارجی به‌عنوان یک سنّت بود؛ سراغ جنس که میرفتند، [میپرسیدند] داخلی است یا خارجی؟ اگر خارجی بود، بیشتر به آن رغبت داشتند؛ این باید برگردد و به‌عکس بشود. نمیگوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض میکنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر میگذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه‌ی مردم است. البتّه در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، مسئولیّت مسئولان و مدیران کشور از دیگران بیشتر است؛ بسیاری از زیاده‌روی‌ها و ریخت‌وپاش‌ها در رفتار مردم، به‌خاطر نگاه کردن به رفتار آن کسانی است که آنها را "بزرگ‌ترها" میدانند؛ اگر اسراف در بین سطوح بالا نباشد، در بین مردم هم اسراف کم خواهد شد. بنابراین ترجیح تولید داخلی یکی از کارها است.
... اقتصاد مقاومتی به معنای مقاوم ساختن پایه‌های اقتصاد، یکی از وظایف عمومی امروز ما است و همه میتوانند در آن نقش ایفا کنند، هم مسئولین و مسئولین قوای سه‌گانه، هم آحاد مردم، هم کسانی که دارای مهارت کارند، هم کسانی که دارای سرمایه‌اند، هم صاحب‌نظران.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
-------- --------- ------- ---------- --------- --------- ------------------ ------------------------------------ <

”وبـگاه

********************************* آیت الله خامنه ای، شهریور 1391، خطاب به رئیس جمهوری و هیئت دولت: در این سالهائى كه دولت نهم و دولت دهم بر سر كار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى كه امام به آن توصیه میكردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه برجسته شده. یك دوره‌‌اى بر ما گذشت كه اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعكس است. خب، هر بیننده‌‌اى احساس میكند و مى‌‌بیند كه تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من یكى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر كنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است. ********************************* شیمون پرز، مهر 1389: باید وضعیتی به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. ************** اسفندیار رحیم مشایی: دعوای اصلی، دعوا بین آنهایی است که انقلاب اسلامی را محدود به جغرافیای ایران و در سال ۱۳۵۸ تمام شده می دانند با آنها که قائل به این گفته امام خمینی اند که «تا در هر جای جهان شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم» و انقلاب اسلامی را هم امری مستمر، تا انقلاب مهدی(عج) می دانند. --------------