تبلیغات
مــــــهـر نـــــژاد - از زمستان تا بهار (2)/بهاریزاسیون
 
مــــــهـر نـــــژاد
*السَّلامُ عَلَی ربیع الأنام و نضرة الأیام*
درباره وبلاگ


*باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولـت یـار آخر شد*

آنگاه که عالم از ستم سیر شود/
دانای جوان ز بی کسی پیر شود
از کعبه برون شود لوای توحید/
آوای نگار من جهانگیر شود

مدیر وبلاگ : سجاد 68:
نویسندگان
امام خامنه ای٬ بیش از آنکه عاشورا را یک واقعه و حادثه ی تلخ بداند٬ یک عبرت بزرگ می داند. در همین خصوص٬ ایشان سخنان عجیب و حیرت آوری را بیان فرموده اند که به حول و قوه الهی بخشی از این سخنان را در طول ماه محرم به شما عزیزان تقدیم می کنم.

ماجراى عاشورا و شهادت بزرگى كه در تاریخ بى‌نظیر است، ... این، جریانى بود كه چشمها به آن بود. به راستى این چه قضیه‌اى بود كه از پیش تقدیر شده بود؟ «الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته.» قبل از این‌كه حسین‌بن‌على علیه‌السلام چهره بنماید، با شهادت نامیده و خوانده مى‌شد. به‌نظر مى‌رسد كه در این‌جا رازى وجود دارد، كه براى ما آموزنده است.

مطلبى كه مى‌خواهم عنوان كنم، این است كه خطراتى كه اسلام را به عنوان یك پدیده عزیز تهدید مى‌كند، از قبل از پدید آمدن و یا از آغاز پدید آمدنش از طرف پروردگار، پیش‌بینى شده است و وسیله مقابله با آن خطرات هم ملاحظه شده و در خودِ اسلام و در خودِ این مجموعه، كار گذاشته شده است. مثل یك بدن سالم، كه خداى متعال قدرت دفاعى‌اش را در خودِ آن كار گذاشته است، یا مثل یك ماشین سالم، كه مهندس و سازنده آن، وسیله تعمیرش را با خود آن همراه كرده است.
اسلام یك پدیده است و مثل همه پدیده‌ها، خطراتى آن را تهدید مى‌كند و وسیله‌اى براى مقابله لازم دارد. خداى متعال این وسیله را، در خودِ اسلام گذاشت.

امّا آن خطر چیست؟ دو خطر عمده، اسلام را تهدید مى‌كند كه یكى خطر دشمنان خارجى و دیگرى خطراضمحلال داخلى است. دشمن خارجى یعنى كسى كه از بیرون مرزها، با انواع سلاحها، موجودیّت یك نظام را با فكرش و دستگاه زیربنایىِ عقیدتى‌اش و قوانینش و همه چیزش هدف قرار مى‌دهد، كه شما در مورد جمهورى اسلامى، این را به چشم دیدید و گفتند كه «ما مى‌خواهیم نظام جمهورى اسلامى را از بین ببریم». دشمنانى بودند از بیرون، و تصمیم گرفتند كه این نظام را از بین ببرند. از بیرون یعنى چه؟ نه از بیرون كشور. از بیرون نظام؛ ولو در داخل كشور.

دشمن و آفت دوم، آفتِ «اضمحلال درونى» است. یعنى در درون نظام، كه این مال غریبه‌ها نیست؛ این مالِ خودیهاست. خودیها ممكن است در یك نظام، بر اثر خستگى، بر اثر اشتباه در فهم راه درست، بر اثر مغلوب احساسات نفسانى شدن و بر اثر نگاه كردن به جلوه‌هاى مادّى و بزرگ انگاشتن آنها، ناگهان در درون، دچار آفت‌زدگى شوند. این، البته خطرش بیشتر از خطر اوّلى است.

این زر و زیورها، این جلوه‌ها و این لذّتهاى دنیا اگرچه براى شما لازم است؛ اگرچه شما ناچارید از آنها بهره ببرید؛ اگرچه زندگى شما وابسته به آنهاست و در این شكّى هم نیست و باید آنها را براى خودتان فراهم كنید؛ اما بدانید كه مطلق كردن اینها و چشم بسته به دنبال این نیازها حركت كردن و هدفها را به فراموشى سپردن، بسیار خطرناك است.

ماجراى امام حسین علیه‌السّلام، تلفیق این دو بخش است. یعنى آن‌جایى‌كه هم جهاد با دشمن و هم جهاد با نفس، در اعلى‌ مرتبه آن تجلّى پیدا كرد، ماجراى عاشورا بود. یعنى خداى متعال مى‌داند كه این حادثه پیش مى‌آید و نمونه اعلایى باید ارائه شود و آن نمونه اعلى‌، الگو قرار گیرد.

ماجراى عاشورا عبارت است از یك حركت عظیمِ مجاهدت‌آمیز در هر دو جبهه. هم در جبهه مبارزه بادشمن خارجى و برونى؛ كه همان دستگاه خلافت فاسد و دنیاطلبانِ چسبیده به این دستگاه قدرت بودند و قدرتى را كه پیغمبر براى نجات انسانها استخدام كرده بود، آنها براى حركت در عكس مسیر اسلام و نبىّ مكرّم اسلام صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم مى‌خواستند، و هم در جبهه درونى، كه آن روز جامعه به‌طور عموم به سمت همان فساد درونى حركت كرده بود.

نكته دوم، به نظر من مهمتر است. برهه‌اى از زمان گذشته بود. دوران سختیهاى اولیه كار طى شده بود. فتوحاتى انجام شده بود. غنایمى به دست آمده بود. دایره كشور وسیعتر شده بود. دشمنان خارجى، این‌جا و آن‌جا سركوب شده بودند. غنایم فراوانى در داخل كشور به جریان افتاده بود. عدّه‌اى پولدار شده بودند و عدّه‌اى در طبقه اشراف قرار گرفته بودند. یعنى بعد از آن‌كه اسلام، اشرافیّت را قلع و قمع كرده بود، یك طبقه اشراف جدید در دنیاى اسلام به وجود آمد. عناصرى با نام اسلام، با سمَتها و عناوین اسلامى - پسر فلان صحابى، پسر فلان یار پیغمبر، پسر فلان خویشاوند پیغمبر - در كارهاى نا شایست و نامناسب وارد شدند، كه بعضى از اینها، اسمهایشان در تاریخ ثبت است.

كسانى پیدا شدند كه براى مهریه دخترانشان، به جاى آن مهرالسّنه چهارصدوهشتاد درهمى كه پیغمبراكرم صلى‌اللَّه علیه‌وآله‌وسلّم و امیرالمؤمنین علیه السّلام و مسلمانان صدراسلام مطرح مى كردند، یك میلیون دینار؛ یك میلیون مثقال طلاى خالص قرار دادند! چه كسانى؟ پسران صحابیهاى بزرگ، مثلاً مصعب‌بن‌زبیر و از این قبیل. وقتى مى‌گوییم فاسد شدن دستگاه از درون، یعنى این. یعنى افرادى در جامعه پیدا شوند كه بتدریج بیمارى اخلاقى مسرى خود - دنیازدگى و شهوت‌زدگى - را كه متأسفانه مهلك هم هست، همین‌طور به جامعه منتقل كنند. در چنین وضعیتى، مگر كسى دل و جرأت یا حوصله پیدامى كردكه به سراغ مخالفت با دستگاه یزیدبن‌معاویه برود؟! مگر چنین چیزى اتّفاق مى‌افتاد؟ چه كسى به فكر این بود كه با دستگاه ظلم و فساد آن‌روز یزیدى مبارزه كند؟ در چنین زمینه‌اى، قیام عظیم حسینى به‌وجود آمد، كه هم با دشمن مبارزه كرد و هم با روحیه راحت‌طلبىِ فسادپذیرِ روبه تباهىِ میانِ مسلمانانِ عادّى و معمولى. این مهم است. یعنى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام، كارى كرد كه وجدان مردم بیدار شد. لذا شما مى‌بینید بعد از شهادت امام حسین علیه‌السّلام، قیامهاى اسلامى یكى پس از دیگرى به وجود آمد. البته سركوب شد؛ امّا مهم این نیست كه حركتى از طرف دشمن سركوب شود. البته تلخ است؛ اما تلختر از آن، این است كه یك جامعه به جایى برسد كه در مقابل دشمن، حالِ عكس‌العمل نشان دادن پیدا نكند. این، خطرِ بزرگ است.

بعضى ازروى كج سلیقگى حرفى مى‌زنند. حتّى گاهى ممكن است در یك جمع كوچك هم كسى حرفى بزند؛ منتها از زبان بعضى اشخاص منتشر شود. آن‌گاه جوان ما، برادر مؤمن ما و پاسدار یا بسیجى مخلص ما كه همه زندگى‌اش را در راه اهداف انقلاب گذاشته است، چه حالى پیدا مى‌كند؟ جوانانى هستند كه فرصت تحصیل را در میدان جنگ گذاشتند؛ فرصت كاسبى را در میدان جنگ گذاشتند؛ فرصت رفیق بازى را در میدان جنگ گذاشتند؛ فرصت التذاذات جوانى را - اگر اهلش بودند - در میدان جنگ گذاشتند و هشت سال، نُه سال در میدان نبرد، نه وقت تحصیل و نه وقت كاسبى كردن و نه وقت ثروت‌اندوزى پیداكردند. براى خاطر خدا، براى حفاظت از انقلاب و حفظ آرمانها و شعارهایى كه امام در اختیار انقلاب گذاشته بود، عمرشان را صرف كردند.

حالا، همین جوانان ناگهان ببینند كه آقایى از گوشه‌اى برخاسته است، ریشى مى‌جنباند و اظهار نظرى مى‌كند كه خوب است ما برویم با فلان مستكبر و با فلان دشمن - به تعبیر امام «بافلان گرگ» - آشتى كنیم و در فكر ارتباطات باشیم! این چه حرفى است؟! شما حرف خودت را براى خودت نگهدار و حرف نظام را بگذار براى كسانى كه مسؤولند حرف نظام را بیان كنند. من بارها عرض كرده‌ام، الان هم عرض مى‌كنم كه نظام جمهورى اسلامى، با دشمنان انقلاب، هرگز دلش صاف نخواهد شد. نگویند كه ما امروز به فنآورى فلان‌جا یا علم فلان‌جا احتیاج داریم. من عرض مى‌كنم كه اگر دشمن درصدد دشمنى و ضربه زدن است، فنآورى و علم را با روى خوش نشان دادن و لبخند زدن، به شما نخواهد داد. دشمن، آنچه را كه مورد نیاز شماست، آن وقتى به شما خواهد داد كه در درون خودتان نشان بدهید مى‌توانید با استغناى از او، زندگى را پیش ببرید. اگر این را نشان دادید، درها به روى شما باز خواهد شد. امّا اگر نشان دادید كه چشمتان به دست اوست، بدانید درها به روى شما بسته خواهد ماند.

امروز این كار بزرگ بر دوش شما گذاشته شده است. صلاحیتهاى خودتان را حفظ كنید و بنیه معنوى خودتان را از همه چیز عزیزتر بدانید. نمى‌گویم در مورد نیازهاى زندگى، دلتان هیچ‌گونه درخواست و خواهشى نداشته باشد؛ نه. شما كه فرشته نیستید. بشر، نیازهایى دارد. اما عرض مى‌كنم: آن‌جایى كه معارضه پیش مى‌آید، آرمانها را مقدّم بدارید. نیازها، همه زندگى نشود. نیازها، تعیین كننده در رفتار نشود. تعیین كننده در رفتار، آن مجاهدتى باشد كه امروز بردوش شماست.

شما نمى گویید كه «جوانان میدان جنگ در آن برهه - آنهایى كه شهید شدند - یك دوران استثنایى داشتند و گذشت. جنگ تمام شد؛ آن دوران هم تمام شد». عین همین حرف، در دوران جمهورى اسلامى وجود دارد. امروز شما موظّفید و باید این نظام را حفظ كنید؛ آن هم پیراسته، سالم، به شكل خالص و به همان شكلى كه بشود آن را به ولىّ‌عصر ارواحنافداه تحویل داد. این، وظیفه بزرگ شما جوانان مؤمن است.

جوانان مؤمن بسیجى ما نشان دادند كه مى‌توانند در این مراحل عظیم، به معراج بروند. شما میدان جنگ راپشت سرِ خودتان گذاشتید. روزها و شبها، حالاتِ خوش معنوى راپشت سرخودتان گذاشتید. من به شما عرض مى‌كنم:

اى به معراج رفتگان! امروز كه وارد زندگى معمولى شدید، مبادا دستاورد آن معراج را از دست بدهید! مبادا آنچه را كه در آن‌جا با همین بینش معنوى احساس كردید، فراموش كنید! حجّت خدا هم بر شما تمام است. آن مناظر معنوى را كه شما از دریچه عبادت و ذكر و مناجات، در چنان دورانى مشاهده كردید، همه كس نمى‌بیند. چشمهاى مادّى، این چیزها را درك نمى كنند و نمى‌بینند؛ اما شما دیدید. حجّت بر شما تمام است. خودتان را حفظ كنید. این راه را حفظ كنید. این شرف وآبرویى را كه بحمداللَّه خودتان كسب كردید و به بركت مجاهدتها، به جمهورى اسلامى و به ملت ایران هم شرف و افتخار دادید، حفظ كنید. اینها را براى خودتان و براى اسلام و براى جمهورى اسلامى و براى ملت ایران نگه دارید و بدانید كه ولىّ‌عصر ارواحنافداه وعجل اللَّه تعالى فرجه الشّریف، بلاشك متوجّه و مراقب حال شماست و خوبان را دعا مى‌كند. ادعیه زاكیّه آن بزرگوار، براى هركس، از یك دنیا بیشتر ارزش دارد. كارى كنیم كه ان‌شاءاللَّه مشمول دعاى آن بزرگوار قرار گیریم و روح طیّب و طاهر امام بزرگوارمان از ما راضى باشد.

( بیانات در دیدار جمعی از پاسداران ۶/۱۱/۱۳۷۱ )

لینک منبع



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:02 ق.ظ
Having read this I believed it was very enlightening. I
appreciate you taking the time and effort to put this information together.

I once again find myself personally spending way too much time both reading and posting comments.
But so what, it was still worthwhile!
شنبه 11 شهریور 1396 09:29 ب.ظ
Yes! Finally someone writes about What is
the Ilizarov method?.
یکشنبه 4 تیر 1396 10:37 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آغاز آیا نه کار خوب با
من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من مؤمن
متاسفانه فقط برای کوتاه در حالی که.
من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک ممکن است را خوب به کمک پر کسانی که
معافیت. اگر شما که می توانید انجام
من خواهد قطعا بود در گم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
-------- --------- ------- ---------- --------- --------- ------------------ ------------------------------------ <

”وبـگاه

********************************* آیت الله خامنه ای، شهریور 1391، خطاب به رئیس جمهوری و هیئت دولت: در این سالهائى كه دولت نهم و دولت دهم بر سر كار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى كه امام به آن توصیه میكردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه برجسته شده. یك دوره‌‌اى بر ما گذشت كه اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعكس است. خب، هر بیننده‌‌اى احساس میكند و مى‌‌بیند كه تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من یكى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر كنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است. ********************************* شیمون پرز، مهر 1389: باید وضعیتی به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. ************** اسفندیار رحیم مشایی: دعوای اصلی، دعوا بین آنهایی است که انقلاب اسلامی را محدود به جغرافیای ایران و در سال ۱۳۵۸ تمام شده می دانند با آنها که قائل به این گفته امام خمینی اند که «تا در هر جای جهان شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم» و انقلاب اسلامی را هم امری مستمر، تا انقلاب مهدی(عج) می دانند. --------------