تبلیغات
مــــــهـر نـــــژاد
 
مــــــهـر نـــــژاد
*السَّلامُ عَلَی ربیع الأنام و نضرة الأیام*
درباره وبلاگ


*باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولـت یـار آخر شد*

آنگاه که عالم از ستم سیر شود/
دانای جوان ز بی کسی پیر شود
از کعبه برون شود لوای توحید/
آوای نگار من جهانگیر شود

مدیر وبلاگ : سجاد 68:
نویسندگان

سال 1393


ما که در این سر صحنه‌ها و عرصه‌های گوناگون این همه موّفقیّت به دست آوردیم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم کنیم و دست به دست هم بدهیم، میتوانیم اقتصاد را شکوفا کنیم. چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.
...برای اینکه این کار بزرگ، اقتصاد مقاومتی، تحقّق پیدا کند، الزامات چیست و چه کارهایی باید انجام بگیرد؟
 اوّلاً مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. تولید ملّی، اساس و حلقه‌ی اساسی پیشرفت اقتصاد است. مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. چه‌جوری؟ یک جا که قانون لازم دارد، حمایت قانونی کنند؛ یک جا که حمایت قضائی لازم است، انجام بگیرد؛ یک جا که حمایت اجرایی لازم است، باید تشویق کنند و کارهایی بکنند؛ باید این کارها انجام بگیرد. تولید ملّی باید رونق پیدا کند.

دوّم، صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، آنها هم بایستی به تولید ملّی اهمّیّت بدهند؛ به چه معنا؟ به این معنا که بهره‌وری را افزایش بدهند. بهره‌وری، یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود؛ کارگر که کار میکند، کار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، این معنای بهره‌وری است؛ از قول پیغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن کسی است که کاری را که انجام میدهد، محکم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن کسی که سرمایه‌گذاری میکند، سعی کند حدّاکثر استفاده از آن سرمایه انجام بگیرد؛ یعنی هزینه‌های تولید را کاهش بدهند؛ بعضی از بی‌تدبیری‌ها، بی‌سیاستی‌ها موجب میشود هزینه‌ی تولید برود بالا، بهره‌‌وری سرمایه و کار کم بشود.
سوّم، صاحبان سرمایه در کشور، فعّالیّت تولیدی را ترجیح بدهند بر فعّالیّتهای دیگر. ما دیدیم کسانی را که سرمایه‌ای داشتند ــ کم یا زیاد ــ و میتوانستند این را در یک راه‌هایی به کار بیندازند و درآمدهای زیادی کسب کنند، نکردند؛ رفتند سراغ تولید؛ گفتند میخواهیم تولید کشور تقویت بشود؛ این حسنه است، این صدقه است، این جزو بهترین کارها است؛ کسانی که دارای سرمایه هستند ــ چه سرمایه‌های کم، چه سرمایه‌های افزون ــ آن را بیشتر در خدمت تولید کشور بگذارند.
بعدی، مردم در همه‌ی سطوح، تولید ملّی را ترویج کنند. یعنی چه؟ یعنی همین مطلبی که من دو سه سال قبل از این، در همین جا با اصرار فراوان گفتم، یک عدّه‌ای هم از مردم خوشبختانه عمل کردند، امّا همه باید عمل کنند و آن عبارت است از «مصرف تولیدات داخلی». عزیزان من! شما وقتی که یک جنس داخلی را خرید میکنید به‌جای جنس تولید خارجی، هم به همین اندازه کار و اشتغال ایجاد کرده‌اید، هم کارگر ایرانی را وادار کرده‌اید به اینکه ابتکار خودش را بیاورد میدان؛ جنس داخلی که مصرف شد، آن کننده‌ی کار، ابتکاراتی دارد، این ابتکارات را روز‌به‌روز افزایش خواهد داد؛ شما وقتی که جنس داخلی مصرف میکنید، ثروت ملّی را افزایش داده‌اید. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجیح مصرف خارجی به‌عنوان یک سنّت بود؛ سراغ جنس که میرفتند، [میپرسیدند] داخلی است یا خارجی؟ اگر خارجی بود، بیشتر به آن رغبت داشتند؛ این باید برگردد و به‌عکس بشود. نمیگوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض میکنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر میگذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه‌ی مردم است. البتّه در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، مسئولیّت مسئولان و مدیران کشور از دیگران بیشتر است؛ بسیاری از زیاده‌روی‌ها و ریخت‌وپاش‌ها در رفتار مردم، به‌خاطر نگاه کردن به رفتار آن کسانی است که آنها را "بزرگ‌ترها" میدانند؛ اگر اسراف در بین سطوح بالا نباشد، در بین مردم هم اسراف کم خواهد شد. بنابراین ترجیح تولید داخلی یکی از کارها است.
... اقتصاد مقاومتی به معنای مقاوم ساختن پایه‌های اقتصاد، یکی از وظایف عمومی امروز ما است و همه میتوانند در آن نقش ایفا کنند، هم مسئولین و مسئولین قوای سه‌گانه، هم آحاد مردم، هم کسانی که دارای مهارت کارند، هم کسانی که دارای سرمایه‌اند، هم صاحب‌نظران.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

×همانگونه که پیش بینی می شد شوک ورود جلیلی اصولگرایان را به لرزه درآورد و اصلاح طلبان را شاد کرد. واقعیت آن بود که هیچ کاندیدایی از افراد مطرح شده به جز جلیلی نمی توانست زمینه دوقطبی شدنی را بوجود آورد که جامعه را بسوی اصلاح طلبان براند.

×فکر می کنم احمدی نژاد و مشایی آنقدر سیاست می فهمیدند که بدانند سیستم اجازه کاندیداتوری و پیروزی مشایی را نمی دهد، هدف آنها این بود که کنار کشیدن مشایی را موضوع یک معامله کنند و خشم نظام را علیه اعمال تیم احمدی نژاد با رد صلاحیت او تخلیه کنند.

×به گمانم سیستم قصد داشت حرکتی حساب شده را در حوزه تعامل بین المللی انجام دهد نه احمدی نژاد می توانست این نقش را بازی کند و نه مصلحت بود کار بدست اصلاح طلبان بیفتد که استحکام لازم را برای این پروژه مهم نداشتند، طبعا روحانی با سوابق خود و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد داشت. حرکت هاشمی شاید درون یک حرکت کلان قابل تاویل است.

×احمدی نژاد درست فهمیده بود (از میان جریان او و جریان آقای هاشمی یکی پیروز انتخابات است و اگر مشایی ردصلاحیت شود قطعا جریان آقای هاشمی پیروز است) روحانی خارج از خط هاشمی ارزیابی نمی شود، فقط احمدی نژاد این نکته را در نظر نگرفته بود که رفتار او اعتماد لازم را نیافریده بود که نظام پروژه عظیم حل مشکل بین المللی را به او بسپارد.

×ولایتی کاتالیزوری بود که با نقد جلیلی در مذاکرات هسته ای تدبیر را در شعار روحانی معنادار کرد و البته بعدا اجر خود را گرفت.

امیر محبیان
××××××××××××××××××××××××××××××××××
ما که هرچی میگیم همه اتفاقات رایگیری ریاست جمهوری یک پروژه بود تو کت آقایون نمی ره...

نگاهی نو به احمدی نژاد

پ:ن تحلیل کاملتر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 29 اسفند 1392

...آغاز می کنیم سال جدید را

     ...به امیدِ ظهور تنها امیدِ حقیقیِ عالمِ بشریت


امسال پیراهن مشکی ام را می گذارم کنار سفره هفت سین... مادر!

هفت سین فاطمیه


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 29 اسفند 1392


اصولگرایان از سکوت احمدی نژاد در برابر هجمه ها بدعادت شده بودند

اصولگرایان از سکوت احمدی نژاد در برابر هجمه ها بدعادت شده بودند
 فعالین جریان اصولگرا در دوسال پایانی دولت دهم ، به دلیل صبر و تحمل نادر و بی مانند دکتر محمود احمدی نژاد در قبال هجمه ها ، هتاکی ها ، فحاشی ها و اتهام زنی های بی اساس ، بدعادت شدند و فکر کردند که این رویه را پس از دولت دهم نیز می توانند در قبال هر دولتمرد و رییس دولتی نیز به کار بندند.

 نامه ای که عجیب در این دوره زمانی به من چسبید!
دکتر عبدالرضا داوری ، مدیرمسئول نشریه بررسی های اقتصادی ، پس از توقیف هفته نامه ۹ دی ، نامه سرگشاده ای را خطاب به حجت الاسلام حمید رسایی منتشر کرد. متن کامل این نامه به این شرح است:
بسمه تعالی
برادر گرامی جناب حجت الاسلام حمید رسایی
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی و مدیرمسئول نشریه توقیف شده ۹ دی

با سلام و تحیات
ابتدا لازم می دانم به عنوان عضوی از جامعه مطبوعات ایران ، مراتب تاسف خود را در قبال اقدام هیئت نظارت بر مطبوعات به دلیل توقیف هفته نامه ۹ دی اعلام نمایم ، چرا که مهم ترین کارکرد اقدامات سلبی در ممانعت از انتشار مطبوعات و توقیف رسانه ها را باید در خاموش شدن صدای بخش های مختلف جامعه و هژمونی طلبی ارباب قدرت و ثروت برای برقرای نظم و آرامش قبرستانی در محیط سیاسی کشور جست و جو کرد.
اما از این تعارفات معمول که عبور کنیم، بنا دارم نکته ای را به عرض جنابعالی برسانم. از چند روز قبل که شایعه توقیف هفته نامه ۹ دی به گوش می رسید ، به تعدادی از دوستان عرض کردم که فعالین سیاسی-رسانه ای جریان اصولگرا طی سال های ۹۰ تا ۹۲ یعنی در دوسال پایانی دولت دهم ، به دلیل صبر و تحمل نادر و بی مانند دکتر محمود احمدی نژاد در قبال هجمه ها ، هتاکی ها ، فحاشی ها و اتهام زنی های بی اساس ، بدعادت شدند و فکر کردند که این رویه را پس از دولت دهم نیز می توانند در قبال هر دولتمرد و رییس دولتی نیز به کار بندند اما غافل از آنکه «آن مرد که شهید تهمت بود و به توهین ها و تهمت ها تنها لبخند می زد ، رفته است» و اصحاب دولت یازدهم - که سعی وافری در نمایش جدایی راه خود از منش دکتر احمدی نژاد دارند - نه تنها بنای تحمل تهمت و توهین را ندارند -البته در این مدت با تهمت و توهین نیز مواجه نبوده اند- بلکه حتی کمترین رواداری را در برابر اظهارات منتقدان خود بروز نمی دهند.
امروز که نامه هیئت نظارت بر مطبوعات خطاب به دادگاه ویژه روحانیت منتشر شد و دلایل توقیف نشریه ۹ دی را استفاده از عناوینی چون «اخراج دانشمندان هسته ای»، «تغییر سه هزار مدیر دولتی فقط در 6 ماه»، «دولت امنیتی ها و بی تدبیری های امنیتی»، «زاویه نگاه مسئولین سیاست خارجی تفاوت محسوسی با رهبر انقلاب دارد» عنوان کرده بود به یاد یادداشت مورخ دوم خرداد ۱۳۹۰ جنابعالی در هفته نامه ۹ دی افتادم که درآن مهندس مشایی ، رییس دفتر رییس جمهور وقت را با کودتاچیان نوژه و عوامل مسعود رجوی همسان دانستید و ایشان را به اقدام برای کودتا و ترور علیه رییس جمهور وقت متهم نمودید و حکم به دستگیری مهندس مشایی دادید. در آن یادداشت نوشتید: «من تردید ندارم که مشایی در طول این چند سال با اعتماد سازی اعتقادی در احمدی نژاد، قدم قدم پروژه کودتای خود علیه احمدی نژاد را که از سالها قبل کلید زده بود، پیش برد.به مانند کودتای نوژه که بدون برنامه ریزی نهادهای امنیتی، یکی از کودتاهای بزرگ دشمن لو رفت، در دستگیریهای برخی از متهمان شیطانی نیز چند عنصر حلقه شیطانی نیز به دام افتادند. عناصری که دستگیری آنها خواب خوش را برای برخی آشفته کرده. اکنون فرقه انحرافی در اضطرابی سخت بسر می برد و دریافته که پس از دستگیرهای اخیر و بویژه دستگیری عباس غفاری و متهم دیگر که سرکرده فرقه انحرافی، آخرین بار چندین ساعت با او جلسه خصوصی داشته، بسیاری از ترفندها و مقاصد شیطانی اش برملا خواهد شد.بنابراین دور از انتظار نیست که سرکرده این باند با فراهم کردن مقدمات خروج خود از کشور، اکنون که زمینه های ترور شخصیت احمدی نژاد را فراهم آورده حتی نسبت به ترور فیزیکی رییس جمهور هم اقدام کند، کاری که سی سال قبل مسعود کشمیری انجام داد.در این بین اساسا نباید نسبت به حمایتهای احمدی نژاد از این عنصر مشکوک توجه کرد چرا که ما یکبار این از نقطه گزیده شده ایم و هزینه آن را در سال 60 پرداخته ایم. مسعود کشمیری همان منافقی بود که شهید رجایی مکتبی، زیرک و باهوش با تمام وجود به وی اعتماد کرد! این اعتماد به حدی رسید که تبدیل به اعتقاد شد و کشمیری را در حالی که اساسا با روحانیت نسبتی نداشت به امام جماعت رجایی مبدل کرد. کشمیری آنقدر اعتماد رجایی را جلب کرد که دیگر کسی برای ورود و خروج او به ریاست جمهوری مورد بازرسی اش قرار نمی داد. حتی یکبار وقتی کشمیری قصد داشت با کیف دربسته اش در جلسه‌ای بهمراه شهید رجایی نزد امام شرکت کند، وقتی با درخواست محافظان بیت امام برای بررسی کیفش مواجه شد از این کار استنکاف کرد تا جایی که شهید رجایی در اعتراض به رفتار تیم حفاظت بیت امام به امام گلایه نمود. کشمیری فردی بود با ظاهر انقلابی، اهل ذکر و دعا و البته با پرونده مبهم و خانواده ای بی بند و بار . برادر همسرش از اعضای سازمان منافقین بود ... کشمیری همچنان زنده است ... کشمیری را دستگیر کنید قبل از آن که دیر شود حتی اگر رجایی اعتراض کند ...»
این یادداشت در هفته نامه ۹ دی زمانی درج شد که دو روز قبلش در مصاحبه با خبرگزاری فارس ، مهندس مشایی را «شیطان» و «مفسد اقتصادی» خواندید که مامور محدود کردن ولی فقیه و منحرف کردن نظام اسلامی است و در این مسیر نیز رییس جمهور وقت را تحت سیطره خود دارد!
این البته همه ماجرا نبود. استاد جنابعالی که هفته نامه ۹ دی یکی از مهمترین تریبون های سیاسی شان بود، دکتر احمدی نژاد و اطرافیانشان را شدیدترین خطر از صدر اسلام و وابسته به فراماسونری و بهاییت نامیدند و نشریه شما نیز در بازتاب نظرات ایشان و شاگردانشان در توهین و اتهام زنی علیه رییس جمهور سابق و همکارانشان هرگز با تضییع و تضییق مواجه نشد.
همه این اقدامات -که گوشه ای از امپراطوری عظیم تهمت زنی علیه دکتر احمدی نژاد و یارانش بود - و همواره در حاشیه امنیت دنبال می شد ، کار را به جایی رساند که برای اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ، هواداران دولت مستقر از صحنه رقابت حذف شدند و کاندیدای شان به اتهام انحراف ، مجوز کاندیداتوری را دریافت نکرد تا مدعیان تدبیر و امید سکان دولت را به دست بگیرند.
امروز اما نشریاتی که در گذشته مقامات عالی رتبه دولت قبل را به «شیطان» و «مفسد اقتصادی» متصف می نمودند و آنها را کودتاچی و تالی تلو مسعود کشمیری و فراماسونر و بهایی و شدیدترین خطر از صدر اسلام می نامیدند و خواستار دستگیری شان بودند ، برای انتقاد از اخراج چند کارشناس در صنعت هسته ای کشورمان نیز میدان ندارند و با کارت قرمز از زمین رسانه اخراج می شوند.
تردید نکنید که این آخرین کارت قرمز برای اردوگاه جنابعالی و هم فکرانتان نیست. دیری نخواهد پایید که جریان حاکم فعلی پس از مهندسی افکارعمومی کشور، کرسی های پارلمان را از زیر پای منتقدان خواهد کشید تا صندلی های سبز را نصیب حامیان بنفش خود کند.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است
این دوران فراغت از فعالیت های مطبوعاتی و سپس پارلمانی ، دوران خوبی خواهد بود که گذشته را مرور کنید و از آن چراغ راهی برای آینده بسازید. اکنون زمان آسیب شناسی فرایند ترجیح «فروع» بر «اصول» و «گناه کبیره» خواندن «ترک اولی» های احتمالی است تا با دقت بیشتر معنای این اصل جاری در حیات اجتماعی انسان ها را دریابیم که:
هرکه گریزد ز خراجات شاه
خارکش غول بیابان شود
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
عبدالرضا داوری
مدیرمسئول نشریه بررسی های اقتصادی
۲۷ اسفند ۱۳۹۲
   
  دولت بهار


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


گزارش مرکز آمار از کاهش فاصله طبقاتی و تعادل توزیع ثروت دردولت احمدی نژاد

براساس آمار توزیع درآمد خانوارهای شهر و روستایی کشور ضریب جینی از زمان اجرای هدفمندی یارانه‌ها تا سال ۹۱، ۴ صدم واحد کاهش یافت که نشان از بهتر شدن وضعیت توزیع درآمدی در کشور دارد.


بیان و نشر آمار های اقتصادی چون افزایش شاخص فلاکت، تشدید فاصله طبقاتی و بالا رفتن ضریب جینی از مواردی است که سیاسیون برای تخریب فعالیت ها و تلاش های دولت های نهم و دهم به کرات استفاده نمودند. آماری که به عنوان پر مصرف ترین واژگان اقتصادی در روزنامه ها و رسانه های اردوگاه اصولگرایان و همچنین اصلاح طلبان برای نا موفق جلوه دادن طرح های اقتصادی دکتر محمود احمدی نژاد به کار گرفته می شد.

حال با پایان یافتن دولت دهم مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود، ضریب جینی کل کشور را در سال 91 رقم 0.3659 اعلام کرد که تفسیر آماری آن به معنای بهتر شدن توزیع ثروت میان خانواده های ایرانی می باشد و بر اساس آمار این مرکز، ضریب جینی در سال 84 معادل 0.4248 بود ه است.

در سال 1391 تعداد خانوارهای آمارگیری شده در طرح آمارگیری خانوارهای ایرانی 18535 خانوار نمونه در نقاط شهری و 19657 خانوار نمونه در نقاط روستایی کشور بوده است. طرحی که یکی از کاربردهای مهم آن سنجش و ارزیابی اطلاعات آماری به دست آمده از هزینه و درآمد خانوارها و آگاهی از نحوه توزیع آن در بین طبقات مختلف هزینه و درآمد برای تصمیم گیری های اقتصادی است و با ضریب جینی مشخص می شود.

براساس آمار توزیع درآمد خانوارهای شهر و روستایی کشور ضریب جینی از زمان اجرای هدفمندی یارانه‌ها تا سال ۹۱، ۴ صدم واحد کاهش یافت که نشان از بهتر شدن وضعیت توزیع درآمدی در کشور دارد.

به گزارش «پایگاه خبری تحلیلی رئیس جمهور ما» به نقل از  فارس، به نقل از مرکز آمار ایران، براساس جدیدترین آمار توزیع درآمدهای خانوارهای شهری و روستایی در کل کشور بین سال‌های 80 تا 91 ضریب جینی و سهم هزینه ناخالص سرانه در هر دهک برای یک دوره 11 ساله به تفکیک مناطق شهری، روستایی و کل کشور با استفاده از نرم افزار stata محاسبه شده است.

براساس این گزارش، ضریب جینی که بیانگر توزیع درآمد در کشور است عبارت است از؛ نسبت دهک پردرآمد به دهک کم‌درآمد است که این نسبت بین صفر تا 1 در نوسان است که هرچه این نسبت به سمت صفر گرایش پیدا کند یعنی توزیع عادلانه‌تر درآمد در کشور وجود دارد و هرچه به سمت 1 گرایش پیدا کند یعنی توزیع ناعادلانه ثروت در کشور به چشم می‌خورد.

طبق گزارش مرکز آمار ضریب جینی در سال 80 رقم 43 صدم واحد در سال 81 رقم 42 صدم واحد، سال 82 رقم 42صدم، سال 83 رقم 42صدم، سال 84 رقم 42 صدم و سال 85 رقم 43 صدم، سال 86 رقم 43 صدم، سال 87 رقم 41 صدم، سال 88 رقم 41 صدم، سال 89 رقم 40 صدم، سال 90 رقم 37 صدم واحد و سال 91 رقم 36 صدم واحد در کشور بوده است.

همچنین سهم دهک اول از ضریب جینی در سال 80 رقم 2 صدم، در سال 85 رقم 19 هزارم واحد، در سال 89 رقم 21 هزارم واحد، در سال 90 رقم 26 هزارم واحد و در سال 91 رقم 268 هزارم واحد به ثبت رسیده است.

سهم دهک دهم از ضریب جینی از سال 80 تا 91 به ترتیب 117، 123، 118، 119، 119، 118، 120، 122، 123، 121، 121 و 121 هزارم واحد بوده است.

هرچند که در دهه 80 نوساناتی در ضریب جینی کل کشور مشاهده می‌شود ولی همواره رو به سوی کاهش نابرابری داشته است این کاهش در سال 91 نسبت به سال 80 کاملاً مشهود است و در سال 90 برای اولین‌بار به ضریب جینی زیر 04 دست یافته‌ایم و این کاهش در سال 91 بیشتر خود را نشان می‌دهد. شاهد آن را در سال 90 در افزایش سهم 5 هک اول و در مقابل کاهش سهم دو دهک آخر در هزینه‌های ناخالص سرانه می‌توان مشاهده نمود. در کنار آن سهم 20 درصد فقیرترین جمعیت در کل هزینه ناخالص افزایش قابل توجهی یافته است.

سهم 10 درصد ثروتمندترین جمعیت به 10 درصد فقیرترین جمعیت از 16.43 درصد در سال80 به 10.79 درصد در سال 91 رسیده است که این کاهش خود توضیحی برای کاهش نابرابری است. همچنین سهم 20 و 47 درصد ثروتمندترین جمعیت به سهم 24 و 40 درصد فقیرترین جمعیت به ترتیب از 9.61 و 4.90 درصد در سال 80 به 6.65 و 3.75 درصد در سال 91 کاهش یافته است.
در سال 1391 ضریب جینی در مناطق روستایی 0.3347، در مناطق شهری 0.3542 و در کل کشور 0.3659 بوده است. در سال 1391 در مناطق روستایی استان ایلام (0.1993) کمترین و استان مرکزی (0.3596) بیشترین و در مناطق شهری استان ایلام (0.2330) کمترین و استان همدان (0.3689) بیشترین نابرابری را داشته است.
بر همین اساس، ضریب جینی از عدد 0.4304 در سال 80 و عدد 0.4248 در سال 84 به عدد 0.3659 در سال 91 رسیده است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
✘ قبل انتــخابـات ▬◄ بعد انتــخابـات

✘ کلـید حل مشـکلات دست مـטּ است ▬◄ دولت عصـاے موسـے ندارد

✘ در عرض 100 روز وضعـیت را بساماטּ می کنیم ▬◄ بعد 100 روز اعلام مے‌کنیم که در چه جایگـاهے هستیم

✘ وضعیت کشور حاصل مدیـریـت نالایق است ▬◄ وضعیت کشور تحــت تاثیــر تحــریـم هاست

✘ این دولت بیشترین بودجه را داشته و مدیـریـت صحــیح ندارد ▬◄ خــزانـه خالــے است

✘ بالا رفتـטּ قیمت دلار حاصل مدیـریـت بد دولــت است ▬◄ قیــمت دلار نباید پاییـטּ بیاید

✘ و ...
                                      ┘◄ تو خود حدیث مفصل بخواטּ از این مجمل!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عکس ورود امام خمینی به ایران رو حتما دیدین... این عکس اصلی ست که متاسفانه نزدیک به سی سال است که دشمنان امام و انقلاب با وارونه سازی و سوء استفاده از آن مدعی هستند که چند نفر از افرادی که امام را در سال 57 همراهی میکردند و نقش به سزایی در پیروزی انقلاب داشتند، پس از انقلاب و تنها به دلیل انتقاداتی توسط برخی جریان های انقلابی و متصل به حضرت امام حذف گردیدند!

و تعجب برانگیزتر از کار دشمنان اینکه، در این سی سال این عکس توسط رسانه ها و شبکه های صدا و سیما نیز سانسور شده و کامل نشان داده نمی شود! که این کار باعث تکرار ادعایی بنام سانسور در جمهوری اسلامی توسط رسانه های ضد انقلاب گشته است 

عکس ورود امام به میهن

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شد... درست بالای سر امام خمینی، مردی روحانی را می بینید با عمامه سفید، وی آیت الله لاهوتی است که پس از مدتی از زندانی شدن درگذشت

نفر ایستاده میان آیت الله مطهری و آیت الله لاهوتی، صادق قطب زاده است. که سال 1361، به اتهام برندازی علیه نظام و چندین جرم دیگر، زندانی و اعدام شد. 

در این مدت نزدیک به سی سال، تقریبا اکثر رسانه های داخلی تصویر این سه نفر را ب  وسیله ابزاری به نام فتوشاپ سانسور کرده اند! ب طوری که شما در هیچ یک از پوسترها و بیلبوردهای تبلیغاتی در سطح شهر نیز نمی توانید اثری از این سه نفر پیدا کنید!  [این را با یک جستجوی ساده می توانید دریابید]

در اینجا نقد من بیشتر از اینکه به دشمنان باشد به جبهه خودیست، دشمن که تکلیفش اظهر من الشمس است، لکن پردازش اینکه رسانه های خودی چرا اینکار را می کنند، بسی برایم دشوار است.

این که این افراد در پیروزی انقلاب لااقل در ظاهر نقش داشته اند شکی نیست ولی در ادامه مسیر چرا و به چه دلیل از انقلاب فاصله گرفتند جای نقد و گفتگو دارد. اما بنظرم فاصله گرفتن این افراد از انقلاب ب هیچ وجه دلیلی بر سانسور کردنشان نیست.

این که بخواهیم این تصویر را سانسور کنیم تا همراهی این اشخاص با حضرت امام، خدای نکرده به ذهن مخاطب اینگونه القاء نکند که این ها بودند که انقلاب کردند، بنظرم اصلا کار درستی نیست! چون هیچ یک از مردم هم این را باور ندارند که تنها این ها انقلاب را پیروز کردند.

در مثال مناقشه نیست، حتی در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام، خلیفه اول هم در گسترش و پیروزی اسلام نقش داشت لااقل در ظاهر و حتی تلاشی را نیز در جهت مسلمان کردن افراد نمود و موفق هم شد ولی بعدا...

بنابراین بنظرم ب جای سانسور باید واقعیت ها را نوشت و آنچه حقیقت دارد را بازگو کرد، هیچ گاه نمی توان فراموش کرد سخن منصفانه ای را که رهبر فعلی انقلاب به دفاع از عملکرد بنی صدر در قضیه هویزه ابراز نمود و صراحتا در جلسه اثبات عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنی‌صدر گفت: « دیروز شنیده شد که عده‌ای می‌گفتند، این کار کار آقای بنی‌صدر است، نه. درباره‌ی آقای بنی‌صدر ما آن‌قدر اشکال و ایراد وارد و منطقی داریم که محتاج این نیستیم که با این مسأله که هیچ راه اثباتی ندارد، ایشان را متهم کنیم. این را من گناه بنی‌صدر نمی‌دانم. یعنی طبق تشخیص من، تا آن‌جا که من اطلاع دارم، گناه بنی‌صدر نیست. بنی‌صدر اگر گناهی داشته باشد [که حتما دارد] در جاهای دیگر است.»

با این کار یعنی عدم سانسور هم در جهت روشنگری گامی برداشته می شود، هم ب مخاطب احترام گذاشته و هم خوراکی برای دشمنان تولید نمی گردد.

ساندیس خور


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 37 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
-------- --------- ------- ---------- --------- --------- ------------------ ------------------------------------ <

”وبـگاه

********************************* آیت الله خامنه ای، شهریور 1391، خطاب به رئیس جمهوری و هیئت دولت: در این سالهائى كه دولت نهم و دولت دهم بر سر كار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى كه امام به آن توصیه میكردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه برجسته شده. یك دوره‌‌اى بر ما گذشت كه اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعكس است. خب، هر بیننده‌‌اى احساس میكند و مى‌‌بیند كه تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من یكى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر كنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است. ********************************* شیمون پرز، مهر 1389: باید وضعیتی به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. ************** اسفندیار رحیم مشایی: دعوای اصلی، دعوا بین آنهایی است که انقلاب اسلامی را محدود به جغرافیای ایران و در سال ۱۳۵۸ تمام شده می دانند با آنها که قائل به این گفته امام خمینی اند که «تا در هر جای جهان شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم» و انقلاب اسلامی را هم امری مستمر، تا انقلاب مهدی(عج) می دانند. --------------